
ودر عوض باید غذابخوری . اصلا توجه ای به حرف مامان نمی کرد.تا این که یه شب تو خواب دید که خودشم شبیه های بای شده.در همین لحضه دخترک کوچکی از کنارش رد می شد که یهو داد زد آخ جونمی جون چه های بای بزرگی دهانشو باز کرد که یه گاز به اون بزنه که...
ادامه مطلب